طنز و کاریکاتور

پر از شوق تماشای تو بودم

/من و ببخش اگر که دیر کردم

/همش تصویر تو پیش چشام بود/

 سر چار راه یکی و زیر کردم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 20:45  توسط مرتضی کردی | 

افسري با بنده قوم و خويش بود

كار او جمع آوري ديش بود

گفتگو از شان فرد و جامعه

پيش او معناي آن تشويش بود

وصل بود از ظن او به صهيونيزم

هركه مقداري دگر انديش بود

نقض هر روز حريم مردمان

در همه جا باعث وبانيش بود

باز ميشد تا دري مي رفت تو

كار ديش انگار پيش از كيش بود

تا نگيرد هيچكس كانال زشت

كفش او از فرش مردم  بيش بود

تا نريزد ماهواره آبرو

آبروها پيش چشمش جيش بود

بي خيال حرمت ناموس خلق

چشمهايش ظاهرا درويش بود

پيش او قانون كمي خم ميشد و

حكم تفتيشش دو قبضه ريش بود

مردمان را ساده مي پنداشت و

حس او احساس گرگ و ميش بود

او نمي دانست در بازي عقل

منطق او مات و شاهش كيش بود 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 13:16  توسط مرتضی کردی | 
دو پرک*

گرچه من را تو ترک می کردی
غصه را نیز درک می کردی
با دوشمشیر تیز ابرویت
اشکمم را دو پرک می کردی

کوت خاک**

چرا اینجا کسی مهمون نداره
غم واندوه ما پایون نداره
دلم مثل یه کوت خاکه اما
چرا اینجا کسی فرغون نداره؟

*دو نصف
**پشته خاک

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 23:32  توسط مرتضی کردی | 

سبيل خان عمو جانش مرا كشت

صداي جيغ مامانش مرا كشت

اگرچه دست فرمان بدي داشت

ولي اسپورت پيكانش مرا كشت


@@@


نه پيدا و نه پنهانش مرا كشت

نه جنس كفش و تنبانش مرا كشت

  خودش بسيار خوشگل بود اما

 قد و بالاي مامانش مرا كشت



+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 23:11  توسط مرتضی کردی | 

روز تا شب کار کردم مثل خر

هرچه می شد بار کردم مثل خر

رفتم از یک راه و برگشتم چه سود

راه را هموار کردم مثل خر

اشتباهاتم مرا بر باد داد

باز هم تکرار کردم مثل خر

هرچه بد کردند بامن در خودم

عقده را انبار کردم مثل خر

به خریت های بسیار خودم

بارها اقرار کردم مثل خر

حس احساس گناه از من نرفت

هرچه استغفار کردم مثل خر

چون سکوتم هیچ تاثیری نداشت

عرعر بسیار کردم مثل خر

سر تکان دادم شنیدم حرف زور

عقده راانبار کردم مثل خر

فحش دادم به اصول اقتصاد

دست در آمار کردم مثل خر

پشت کردم به رفیقان وفقط

با خودم دیدار کردم مثل خر

اینهمه در باز بود وبی سبب

رو سوی دیوار کردم مثل خر

آن طنابی که به قله وصل بود

من طناب دار کردم مثل خر!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 15:50  توسط مرتضی کردی | 

مديريت جهان



دلم ميخواد ببوسم بانوان را

ودلداري بدم غمديدگان را

چي ميشد ميشد از زير لحافم

مديريت كنم روزي جهان را


***


اختلاس


آن پول كلان كه اختلاسش كردند

شد يك چك بي محل كه پاسش كردند

جراحي اقتصاد ما لازم بود

در حين عمل حيف خلاصش كردند




***


جهاد اقتصادي


ندارم من سواد اقتصادي

و هستم يك جواد اقتصادي

ولي آمادگي دارم هميشه

براي يك جهاد اقتصادي


***


سه جزيره و شيخ عرب


هركه ايران براي او جان است

سه جزيره  است بسته به جانش

يك نفر رفته به ابوموسي

شيخ افتاده كك به تنبانش




+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:27  توسط مرتضی کردی | 

يه دس صدا نداره زش نباشه؟

ما وشما نداره زش نباشه؟


دارا شدن اگرچه كل ملت

سارا غذا نداره زش نباشه؟


ميگن در ديزي رو وا نذارين

گربه حيا نداره زش نباشه؟


طبيب حاذق توي شهر زياده

هيشكي دوا نداره زش نباشه؟


توي اداره گير كار هركي

كه آشنا نداره زش نباشه؟


بي تو به من هميشه خوش ميگذره

باتو صفا نداره زش نباشه؟


دوس دخترش رو برده زير پله

جوون كه جا نداره زش نباشه؟


هي سريال ميذاره اين فارسي وان

صحنه چرا نداره زش نباشه؟


كلكسيون فيلم فارسي من

پاشنه طلا نداره زش نباشه؟


بحران اقتصادي اروپا

ربطي به ما نداره زش نباشه؟


مرغ فلان همسايه يك پا داره

مرغ ما پا نداره زش نباشه؟


همسايه مون همش داره پز ميده

مرتيكه "گا" نداره زش نباشه؟


نوشته بود رو ماشين خلاكش

دنيا وفا نداره زش نباشه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:15  توسط مرتضی کردی | 

دل مي رود زدستم در حد تيم ملي

پيمانه را شكستم در حد تيم ملي



دل از همه بريدم تنها به خاطر تو

دل به كسي نبستم درحد تيم ملي


زنجير بسته بودند بر دست وپاي روحم

زنجير را گسستم در حد تيم ملي



گفتم خداي من تو آب وهواي من تو

گفتي كه بت پرستم در حد تيم ملي



تنها به خاطر تو مثل كريس آنجل

روي هوا نشستم در حد تيم ملي




با اينهمه تدارك بايد بگويمت رك

كي مي دهي شكستم در حد تيم ملي؟



عاشق شدي به من تو در حد تيم مالديو

من عاشق تو هستم در حد تيم ملي

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:54  توسط مرتضی کردی | 

 

بعد از تو

از اصل خودم دور شدم بعد از تو

پیش همه منفور شدم بعد از تو

هر روز دروغ تازه ای می گویم

انگار رییس جمهور شدم بعد از تو

 

 

استقبال

 

تو که با ما سر یاری نداری

غمی از رشد بیکاری نداری

دلم می خواست شلوارت در آرم

ولی افسوس شلواری نداری!

 

تهدید

 

شهرداری نموده تهدیدم

از طریق درست وقانونی

حق آزادی بیان مرا

می کنه زنده زنده قربونی

هرکه از کاری انتقاد کند

باید او را گذاشت در گونی

روزنامه نگار خوب فقط

روزنامه نگار زندونی

 

توضیح ضروری یا ضرورت توضیح!

 

در ضمن لازم دیدم که توضیح دهم که یک آدم خری برای ما پیغام وپسغام می گذارد و حرفهایی میزند که حتی لیاقت عمه خرش را هم ندارد که بدینوسیله از انجمن حمایت از این زبان بسته می خواهیم هر چه زودتر تشکیل جلسه بدهد و این آقا را که احتمالا کنار خانم خر دیگری قرار گرفته و جوگیر یا خر گیر شده است ملتفت نماید عرصه طنز جای هر آدم خر یا خر آدمی نیست! پس برود در جای دیگری بچرد و سهم یونجه خویش از درگاه خر پروران دیگر بجوید که خداوند کریم این موجودات را شناسایی نمود ودر اولین فرصت به آنها شاخ نداد!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 10:4  توسط مرتضی کردی | 

بد حجاب

 

نه بی دینی نه ضد انقلابی

نه مثل بعضی از زنها خرابی

تو را دیروز ماموران گرفتند

برای اینکه قدری بد حجابی

 

حجاب

 

جناب قاضی این خانم خراب است

دو رو و پست وضد انقلاب است

حجابش در خیابان گرچه خوب است

ولی در خانه کلا بی حجاب است

 

مانتوی کوتاه

 

با آنکه تن وچهره تان چون ماه است

نیز آنچه که دارید همه دلخواه است

امنیت اخلاقی من در خطر است

زیرا که کمی مانتویتان کوتاه است

 

امنیت اخلاقی

 

با پوششتان چاقی تان زد بیرون

از میکده تان ساقی تان زد بیرون

آن روز که خم شدید تا گل بکنید

امنیت اخلاقی تان زد بیرون

 

توقیف

 

گفتم که مدارکم همه در کیف است

اندوه دلم بزرگ وبی توصیف است

گفتند زن تو بد حجاب است جناب

ماشین شما دو هفته ای توقیف است

 

رفیق

 

تو بایک آدم بنگی رفیقی

تو با هر فرد مافنگی رفیقی

تو با بیگانگان در ارتباطی

تو با جمشید چالنگی رفیقی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:47  توسط مرتضی کردی |