چند روز بود كه مرتب دوستان از من دعوت مي كردند كه در برنامه اي كه از طرف شهرداري كرمان برگزارمي شود شركت كنم و شعر خواني كنم. با توجه به دعوت اوليه آقاي نيكنفس فكر كردم بايد برنامه سنگين وموقري باشد. محل برنامه يخدان مؤيدي بود. با تماس هاي مكرري كه گرفته بودندو تاكيد كرده بودند كه حتما بيايم گمان كردم برايم فرش قرمز پهن كرده ان وبي صبرانه منتظر هستند. اما آنجا كسي كه منتظر بنده نبود هيچ جايي براي نشستن هم نبود برنامه طبق معمول يك ساعت ديرتر شروع شد و من كه از بس ايستاده بودم زانوهايم درد گرفته بود ناچار گهگاهي روي موتوري كه كناري پارك بود مي نشستم. چون دير وقت بود وبايد برمي گشتم به زرند از برگزاركننده ها خواستم برنامه من را اول بگذارن. وقتي مجري ها آمدند ابتدا مسابقه دست زدن بر گزار كردند و به دو تا دست قشنگه زن ومرد جايزه دادند. بعد از آن گروه موسيقي امد كه با يك نوازنده كيبورد آهنگهاي احسان خواجه اميري را مي خواند...تا اينجا گفتم شايد صلاح ديده اند من بعد از موسيقي شعر بخوانم. منتظر شدم موسيقي تمام شد منتظر معرفي خودم بودم كه مجري گفت: اكنون لحظه يك برنامه فوق العاده است كه مي دانم دوست داريد بله برنامه زيباي زانگولر! بعد يك نفر آمد كه قصد داشت از دهنش آتش در كند... من كه ديدم شخصيتم دچار توهين شده است صلاح را در ترك محل ديدم.
اين اشعار طنزي است كه براي آن شب آماده كرده بودم:
رواني
دقيقا چيز من چيز است دكتر
ونان سفره ام ريز است دكتر
سرم از شدت بي مويي امروز
شبيه فرق چنگيز است دكتر
دلم از دست يك عشق قديمي
پنير اصل تبريز است دكتر
نمي آيد به دستم هيچ پولي
گمانم دست من ليز است دكتر
دلم دايم كباب بره مي خواست
تو گفتي چاره پرهيز است دكتر
كه باور مي كند با اين فقيري
عمويم حاج پرويز است دكتر
بيابنويس اين آقا رواني است
سر خودكارتان تيز است دكتر!
ريش
مصلحت انديش بود وريش داشت
بچه تجريش بود و ريش داشت
آن زمان كه ويديو ممنوع بود
توي كار ديش بود و ريش داشت
مدتي بعد از حضور ريشي اش
از من وتو پيش بود و ريش داشت
بعد چندي در جرايد ديدمش
شركتش در كيش بود و ريش داشت
گرچه ثروتمند بود و رانتخوار
ظاهرا درويش بود و ريش داشت
كار قاچاق زنان و دختران
حرفه اصليش بود و ريش داشت
بعد ها در استراليا وشرق
گله دار ميش بود و ريش داشت
***
برف او بر بام مردم مي نشست
هركه بامش بيش بود و ريش داشت
لول
چرا از غصه ها غولي بسازيم؟
بيا با درد معمولي بسازيم!
جهان يك روز كاغذ ساخت تاما
كنار هم شبي لولي بسازيم!
ترياكي
تو خوبي ساده اي پاكي عزيزم
شبيه بطر كنياكي عزيزم
بدون تو نمي تونم بمونم
من معتاد ترياكي عزيزم
حرف راست
ماست كلا سياه مي باشد
مملكت رو به راه مي باشد
درصد رشد اقتصادي ما
مثل دوران شاه مي باشد
هيتلر اصلا نكشته انساني
كاملا بي گناه مي باشد
راه و چاه از كسي نپرس اينجا
راه مانند چاه مي باشد
دم به ساعت دروغ بايد گفت
راستگويي گناه مي باشد
خواب در اصل خوب مي باشد
كوه در اصل كاه مي باشد
آنچه به اسم گريه معروف است
خنده قاه قاه مي باشد
دو ودو چند مي شود با هم؟
پاسخت اشتباه مي باشد
سهم نفت تمام خلق رسيد
سر ما بي كلاه مي باشد
بستن چشم بر حقيقت ها
شكل خوب نگاه مي باشد
چهره تو شبيه گودزيلاست
روي من مثل ماه مي باشد
هر كه اين شعر را نمي خواند
نصف عمرش تباه مي باشد
ارزاني
خواب ديدم انار ارزان شد
سيب،گوجه،خيار ارزان شد
نرخ اجناس مصرفي هر روز
ساعتي چند بار ارزان شد
خواب ديدم كه قيمت مسكن
البته توي غار ارزان شد
دوغ در مشك، شوكه شد وقتي
ماست توي تغار ارزان شد
در خزان نرخ جوجه بالا رفت
نرخ بز در بهار ارزان شد
آنقدر روي ريل خوابيدم
تا بليط قطار ارزان شد
نرخ سگ مثل گربه بالا رفت
نرخ گل قدر خار ارزان شد
چون غذا زهر مار مي كردم
قيمت زهر مار ارزان شد
عارضم خدمت داآش گلم
كلمات قصار ارزان شد
تا بخاري بلند شد ازما
نرخ ديگ بخار ارزان شد
آبرو آب جو شده ،اما
بردن اعتبار ارزان شد
توي نروژ شنيده ام مشروب
پاي ميز قمار ارزان شد
شورت مايو، زنانه، يك تكه
توي دريا كنار ارزان شد
قند، در قندهار بالا رفت
زنگ، در زنگبار ارزان شد
شربت ترك اعتياد رسيد
شربت انزجار ارزان شد
قرص تحريك جنسي مردان
قرص رفع ويار ارزان شد
بسكه هي وعده بارشان كردند
نرخ خر زير بار ارزان شد
پسته هرچند قينتش بالاست
شلغم گرمسار ارزان شد
قيمت ناز وغمزه بالا رفت
بند تنبان يار ارزان شد
شير مرغ از چهارم اكتبر
تومني دوهزار ارزان شد
توي بازار داغ موسيقي
كوك سيم سه تار ارزان شد
قيمت شعر،گرچه بالا بود
شكر ايزد شعار ارزان شد